أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

337

قانون ( فارسى )

ديگرى پر است . خاصيت : در نوع بزرگ رطوبت زياد هست . ورم : ورم بلغمى را فرونشاند . قرحه : در تنقيهء قرحه ، منع سرايت مورچگى ، گشادن ناصور ، خوب كردن قرحهء پليد و خوره‌اى مفيد است . سر : زخمهاى دهان را خوب مىكند . اندامان راننده : اگر مرد بزرگ آن را بخورد صاحب پسر شود . اگر زن كوچك را بخورد دختر آورد . گويند تر آن شهوت‌انگيز است و خشكش شهوت را قطع مىنمايد و هر دو ضد همند و كار يكديگر را خنثى كنند . و دربارهء هر دو نوع كوچك و بزرگ اين گياه اين نظريه موجود است . خصيه ( دمبلان ) : دمبلان از گوشت سست حيوان بشمار مىآيد . گزينش : عموما دنبلان حيوان جوان از خايهء حيوان پير بهتر است . خايهء حيوانهاى بزرگ‌جثه مانند شاك و قوچ و گاو نر ديرهضم است و در خوبى به خايهء خروس و بويژه خروس پرورده نمىرسند كه بسيار مفيد است . خاصيت : غذاى هيچ خايه‌اى به خوبى غذاى پستان نيست مگر خايهء خروس پرورده كه غذايش خوب و بسيار است . دنبلان عموما بعد از آنكه هضم شد غذاى بسيار مىدهد . اندامان غذا : اكثر خايه‌ها ديرهضم و بسيار مغذى مىباشند كه در اين ميانه خايهء حيوان بزرگ و غليظگوشت ويژگى دارد . خربق اسود ( خربق سياه ) : ديسقوريدوس گويد : بعضى اين گياه را ( مالينوديول ) گويند زيرا شخصى بنام ( مالينوس ) آن را كشف كرده و به دختر ( فروطوس ) خورانيده و اسهال شده و از ديوانگى شفا يافته است . برگ اين گياه سبزرنگ و شبيه برگ چنار و از برگ چنار كوچكتر و دندانه‌هايش بزرگتر است و به گياه ( سقندوليون ) مىماند . و از سقندوليون سياه‌تر است و زبر است . ساقه‌اش كوتاه و گلش سفيد مايل به بنفش است و به شكل گل سورى است . ثمرش خوشه‌اى و دانه‌هايش به چاتلانقوش شبيه است و ثمرش را ( سمسمونداس ) مىنامند . ريشه‌هايش كه همه از يك بيخ جدا شده‌اند باريك و سياهند . بيخش تو گويى سر پياز است . ريشه‌هاى خربق سياه را به منظور دارويى به كار مىبرند . خربق سياه در زمينهاى سخت و غارها و بلنديها و زبريها و خشكيها مىرويد . گاهى خربق را در آب مىخيسانند و خانه را به آن آب‌پاشى كنند و عقيده دارند كه بركت به خانه مىآورد . بدين علت است كه وقتى مىخواهند آن را بچينند قبلا زمين پيرامونش را مىكنند و نيايش به درگاه پروردگار بجاى آورند و آنگاه آن را بركنند . بايد دقت كنند كه در وقت كندن زمين دال سياه بر آنها پرواز نكند كه در اين صورت مىترسند كسى كه گياه را برمىكند بميرد . پس كسى كه زمين را مىكند تا خربق را بيرون كشد بسيار در شتاب است تا نه دال سياه بيند و نه از بويش به سرگرانى دچار شود . بايد قبل از عمليات چيدن خربق سياه سير بخورند و شراب بنوشند تا از گزند بويش در امان مانند . خربق سياه همچون خربق سفيد تناول مىشود و كار آن را انجام مىدهد . گزينش : خوبش آن است كه نه بسيار تازه نه بسيار كهنه نه بسيار چاق و نه بسيار لاغر و ميانهء اين چهار حالت باشد . رنگش خاكسترى ، زودشكن ، پوسيده نباشد كه در ميان آن چيزى مانند تار عنكبوت متكون شده است . مزه‌اش تند و زبان‌گز باشد . براى به كار بردن به منظور دارويى بايد چوبكهاى نزديك بيخ را چيد و با كمى آب تر كرد و پوست كند و پوست را در سايه خشكانيد و بكوبند و بسايند و